۱۳۹۷ خرداد ۱۴, دوشنبه

استاد اعظم و حقوق بشر اسلامی

بنا به پیشنهاد یکی از اساتید بزرگ رشته علوم انسانی در یکی از دانشگاه‌ها، قرار شد درس جدیدی بنام «حقوق بشر اسلامی» گنجانده شود. این استاد، خود خبره در این موضوع بود و هیچکس در این رشته، مطالعات و تحقیقات استاد را نداشت و لذا داوطلبان می‌بایست بعنوان دانشجو در کلاس درس از استاد تلمذ می‌کردند.
جالب اینکه، استاد هیچ کتابی در این زمینه تدوین نکرده بود و (البته تلویحاً) تدوین و نشر کتاب درباره این موضوع را به دانشجویانش واگذار کرده بود که پس از حضور در کلاس درس او و یادداشت‌برداری از گفته‌هایش، کتاب‌ لازم در این زمینه را تدوین و چاپ کنند.
دانشجویانِ نه چندان زیادی در کلاس درس او حاضر می‌شدند. علت محدود بودن دانشجویان، یکی این بود که بسیاری از دانشجویان سواد یادداشت‌برداری نداشتند و از آن مهمتر اینکه بسیاری از دانشجویان به موضوع درس علاقه‌ای نداشتند.
با این حال همان تعداد اندکِ دانشجویان با علاقه به سخنان استاد اعظم گوش فرا داده و از چکیده‌ی سخنان او یادداشت‌برداری ‌کرده و حتی برخی به‌روش تندنویسی سعی می‌کردند تمامی سخنان او را ثبت نمایند.
روزها گذشت و ترم تحصیلی تمام شد. در آخرین روزِ کلاس، استاد به دانشجویان گفت: «تاکنون آنچه درباره این درس لازم بود برای شما بیان کردم و هیچ مطلب ناگفته‌ای درباره‌ی این موضوع وجود ندارد[1]. اگر کسانی از قول من موضوعی را در رابطه با این درس مطرح کردند؛ چنانچه با مطالب گفته شده در کلاس مغایرت داشت، آن را نپذیرفته و جزو مطالب درس قرار ندهید»[2].
چند روزی از پایان ترم نگذشته بود که استاد اعظم فوت کرد. چند تن از اساتید که مدعی جانشینی استاد اعظم بر کرسی «حقوق بشر اسلامی» بودند توافق کردند که به‌نوبت این کرسی را در اختیار گیرند. ترم دوم شروع شده بود و استاد اول که خود در ترم پیش دانشجوی استاد اعظم بود و هیچ یادداشتی از گفته‌های او نداشت، توانست با ارائه مطالبی که شفاهاً از ترم قبل فرا گرفته بود، ترم را به پایان برساند.
پس از او، استاد دوم نیز چنین کرد تا نوبت به استاد سوم رسید. در زمان استاد سوم، تعدادی از دانشجویان اولین ترم، که از محضر استاد اعظم مستفیذ شده و یادداشت‌هایی از درس مزبور را در اختیار داشتند، مأمور جمع‌آوری و تدوین کتابی بر اساس یادداشت‌های موجود شدند. پس از تدوین کتاب جامع «حقوق بشر اسلامی»، دستور داده شد تا همه‌ی یادداشت‌ها و نوشته‌های قبلی امحاء شوند و فقط همان کتاب منبع تدریس این درس باشد[3].
به مرورِ زمان مشخص شد که کتاب، دارای مطالبی گنگ و مبهم و بعضاً بظاهر متناقض است. این در حالی بود که تعداد مدعیان متخصص این درس متداوماً رو به افزایش بود. به همین جهت، این مدعیان، شروع به نوشتن تفاسیری بر مطالب کتاب کرده و مستند تفاسیر خود را هم از طریق چند واسطه، گفته‌های استاد اعظم ذکر می‌کردند.
کار تدوین و نشر این تفسیرها به جایی رسید که تعداد کتاب‌های تفسیر به چندین صدبرابر کتاب اصلی رسید و تمامی این کتاب‌ها پر بود از مطالبی که نه‌تنها کمکی به تفسیر کتاب اصلی نمی‌کرد، بلکه سرشار از مطالب موهوم و غیرعقلی و متناقض بودند[4].

این بود خلاصه‌ای از سرگذشت اسلام، قرآن، روایات و تفاسیر.
علیم

[1] - مائده - 3
[2] - توضیح‌المسائل شجاع‌الدین شفا صص 85-86
[3] - http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa5375
[4] - برای نمونه ر.ک. ترجمة الميزان ج:  18صص 15-18

۱۳۹۶ دی ۲۰, چهارشنبه

😜 شورای گذار



یکی از فعالان سیاسی ایران (آقای محمد نوریزاد) در مصاحبه با برنامه‌ی صفحه‌ی آخرِ صدای آمریکا، در رابطه با مشکلات تشکیل کمیته‌ یا شورای گذار از این موضوع گله‌مند بود که در تلاش برای گردهم آوردن فعالان سیاسی برای تشکیل چنین کمیته‌ای، با هر که صحبت کرده از ترس برملا شدن اسمش نزد حکومت؛ از این کار طفره رفته است. (برنامه ویژه/ صفحه آخر ۵ ژانویه ۲۰۱۸: ویژهِ اعتراضات سراسری در ایران)

در پاسخ به ایشان می‌نویسم:

بنظر بنده ضرورتی برای علنی کردن اعضای «کمیته‌ی گذار» یا «کمیته‌ی پیگیری مطالبات مردم» و یا هر کمیته‌ی دیگر، ضرورتی ندارد. مگر در شورش 57 که خمینی شورای باصطلاح انقلاب را تشکیل داد، اعضای آن را هم به مردم معرفی کرد؟

در پست قبلی هم نوشتم که «بنظرم وظیفه‌ی روشنفکران در این مقطع زمانی باید تشکیل شورای گذارِ پیشنهادشده توسط آقای محمد مهدوی‌فر بوده و در راس برنامه‌هایش تدوین «منشور همبستگی مردم ایران» قرار داشته باشد.
متن این منشور می‌تواند توسط مثلاً جنابعالی تدوینِ اولیه شده و برای تمامی کسانی که فکر می‌کنید برای عضویت در این کمیته مناسبند فرستاده شود. نظرات تمامی اعضا اخذ و در تدوین نهایی منشور مد نظر قرار گیرد. متن نهایی توسط یکی از اعضا (مثلاً جنابعالی) بعنوان سخنگوی کمیته با ذکر تعداد نفرات کمیته، منتشر شده و به اطلاع تمامی مردم برسد.

برخی از بندهای #منشورهمبستگی می‌تواند اینچنین باشد:

1)       تمامی مردم ایران، مطابق اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، صرفنظر از دین، مذهب و ملیت با هم برابرند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد (بدون هیچ اما و اگری).
2)       فعاليت مطبوعات و رسانه‌هاي عمومي آزاد است (بدون هیچ اما و اگری) و هر رسانه‌اي حق دارد عملكرد هريك از اركان حكومت و یا نهادهای غیرحکومتی را نقد و بررسي كند. به تخلفات رسانه‌ها تنها در دادگاه‌هاي خاص رسانه‌ها و با حضور هيئت منصفه‌اي متشكل از نمايندگان افكار عمومي رسيدگي مي‌شود.
3)       فعاليت احزاب كاملاً آزاد است و محبوبيت هر حزب نيز توسط مردم (در انتخابات‌هاي برگزار شده و تعداد نفراتي كه از هر حزب انتخاب مي‌شوند) تعيين خواهد شد.
4)       هرکس در انتخاب دین آزاد است و مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر هیچکس را نمی‌شود به داشتن دین اجبار کرد و یا از داشتن آن نهی کرد. کودکان تا رسیدن به سن قانونی و انتخاب آزادانه‌ی دین‌شان، نمی‌توانند دین داشته باشند؛ تا از کودکی ناخواسته درگیر ترس و وحشت ناشی از دین و مذهب نشوند.
5)       از آنجا که دین یک باور شخصی است که از فردی به فرد دیگر تغییر می‌کند؛ در حکومت آینده، هیچ دین و مذهبی بعنوان دین رسمی کشور تعیین نخواهد شد.
6)       رئيس قوه قضائيه توسط شوراي عالي قضايي كه متشكل از قاضي‌هاي با سابقه و خوشنام است، به اين سمت منصوب مي‌شود.
7)       ....

ايمان عليپور (عليم)

20/10/1396

۱۳۹۶ دی ۱۳, چهارشنبه

😜 وظیفه‌ی روشنفکران در قبال #تظاهرات_سراسری



در حالی که #تظاهرات_سراسری مردم ایران وارد هشتمین روز خود می‌شود، روشنفکران جامعه ما هنوز بیدار نشده و یا تنها با مردم همصدایی کرده و اخبار تظاهرات را پوشش می‌دهند. بیم آن می‌رود که سرنوشتی مانند شورش 57 در انتظار سرنوشت این تظاهرات باشد.

بنظرم وظیفه‌ی روشنفکران در این مقطع زمانی باید این‌ها باشد:
1. پیشنهاد آقای محمد مهدوی‌فر به رهبر مبنی بر تشکیل شورای گذار، باید بدون دستور و دخالت خامنه‌ای و تنها توسط کسانی که دغدغه‌ی فردای ایران را دارند، تشکیل شود؛ بدون حضور افرادی چون محمد خاتمی (که نشان دادند تنها چیزی که در سر ندارند همانا دغدغه‌ی فردای ایران است).
2. وظیفه‌ی این شورا باید تدوین منشور همبستگی ملت ایران باشد. این منشور شامل مواردی است که پایه و اساس تدوین (و یا اصلاح) قانون اساسی ایران، صرفنظر از شکل آینده حکومت ایران را تشکیل می‌دهد. بند بند این منشور باید به شعارهای مردم در #تظاهرات_سراسری تسری یابد، شعارهایی از قبیل:
هم سنی هم شیعه،
بهایی و زردشتی،
مسیحی و یهودی ،
همه برابر هستیم،
همه ایرانی هستیم.

توجه شما را به نوشته‌هایی در لینک‌های زیر جلب می‌کنم:

http://namadmali.blogspot.com/2012/09/blog-post_5277.html

namadmali.blogspot.com/2012/11/blog-post.html

http://namadmali.blogspot.com/2017/01/blog-post.html

ایمان علی‌پور (علیم)

13/10/1396

۱۳۹۶ مهر ۱۵, شنبه

اصلاحات در عربستان

مردم ایران در حالی به اصلاحات در عربستان به دیده ناباورانه می‌نگرند که گویا فراموش کرده‌اند محمدرضا شاه در 55 سال پیش اصلاحاتی به‌مراتب بزرگتر از اصلاحات عربستان را انجام داد.
البته این بدان معنی نیست که عرب‌ها نیم قرن از ایران عقب‌تر هستند و یا محمدرضا شاه نیم‌قرن از عرب‌ها جلوتر بود. آن کار محمدرضا شاه اشتباه بود و این کار عرب‌ها به‌موقع؛ تنها به یک دلیل:

هم اصلاحات محمدرضا شاه و هم اصلاحات عرب‌ها خلاف نص صریح اسلام و قرآن بوده و است!

(( برای پی بردن به ارزش اجتماعی زن در اسلام، کافی‌ست نگاهی به قرآن و بخصوص روایات نقل شده از پیامبر و ائمه اطهار بیاندازیم:

«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است...  (سوره نسا_ ایه ۳۴)»

«زنان شما كشتزار شما هستند پس بهر نحو [هر گونه و هر زمان] كه مي خواهيد به كشتزار خود وارد شويد. ( بقره 223)»

«یکبار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت «ای زنان! صدقه بدهید، چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند.» (صحیح بخاری پوشینه 1, کتاب 6, شماره 301)»

بیشتر ببینید در اینجا >>  https://t.me/koroshfarahani/12262

«در کتب مسلمین روایات صحیح متعددی هست بر اینکه زن ناقص العقل هست به عنوان نمونه در خطبه ۸۰ نهج‌البلاغه امام علی گفته زن ناقص العقل است.»

بیشتر ببینید در اینجا >>  https://t.me/AtheistsChannel/8906

« بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر است (نهج‌الفصاحه حدیث شماره 356)
 محکمترین سلاح شیطان زنانند. (نهج‌الفصاحه حدیث شماره 970)
زنان را بى لباس بگذارید تا در خانه بمانند. (نهج‌الفصاحه حدیث شماره 343 )
هر زنى که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه بر گردد (نهج‌الفصاحه حدیث شماره 1020)»

بیشتر ببینید در اینجا >>  https://t.me/koroshfarahani/10935 ))

ولی محمدرضا شاه این اصلاحات را زمانی انجام داد که از قدرت آخوندهای مرتجع و مفتخور در نگهداشتن مردم در فضای 1400 سال پیش غافل مانده بود و نمی‌دانست که مردمِ کشورش تحت رهبری آخوندها، تمایلی به دست‌کشیدن از الگوهای حقنه شده توسط آنان نداشتند؛  در حالی که امروزه عرب‌ها قبل از انجام اصلاحات، تمامی مفتی‌ها و آخوندهای مفتخورشان را جیره‌خوار دولت کرده‌اند.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

انواع تروریسم


برخی از آقایان ایراد می‌کنند:

«با اینکه بسیاری از تروریست‌ها (بخصوص عوامل حادثه 11 سپتامبر) اهل عربستان سعودی هستند و یا عامل ترور اخیر در موزه لوور اهل مصر است؛ چگونه است که آمریکا ورود اتباع این کشورها را ممنوع نکرده است»

در جواب این عده باید گفت:

برای اینکه این تروریست‌ها را دولت‌هایشان حمایت نمی‌کنند، ولی در ۳۱/ارديبهشت/۱۳۸۹دیدیم که علي‌ وكيلي‌راد  يكي از سه قاتل دكتر بختيار پس از آزادي از زندان فرانسه و بازگشت به ایران مورد استقبال گرم معاون وزير خارجه و نماينده مجلس قرار گرفت. ایشان با سلام و صلوات و دسته‌گل مورد استقبال نمایندگان حکومت اسلامی و عوامل حکومت قرار گرفت؛ همان‌هایی که بدون توجه به عواقب کارشان از دیوار سفارت‌خانه‌ها بالا می‌روند و پشت تریبون‌ها از نابودی اسراییل دم می‌زنند و یا بر روی موشک‌هایشان به زبان عبری می‌نویسند: «اسراییل باید از میان برود».

برای اطلاعات بیشتر در مورد پشتیبانی حکومت ایران از تروریست‌ها به اینجا مراجعه کنید (خوشبختانه فیلتر نیست که بعضی‌ها از ورود به آن اکراه کنند): 👇👇


2 اردیبهشت 1396

۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه

سناریوی تخریب پلاسکو



بنا بدلایل نامعلوم مقرر شد ساختمان پلاسکو منهدم شود.

 

 ابتدا در ساعات اولیه‌ی صبح (ساعت هفت ونیم) که ساختمان تعطیل و خالی از افراد بود، آتش‌سوزی‌ای بطریق کنترل از راه دور در طبقه‌ی بالای ساختمان ایجاد شد، در حالی که در طبقات پایین‌تر چندین محموله‌ی انفجاری (با موادی که اکنون مشخص شده است ترمایت یا ترمیت بوده است) با چاشنی کنترل از راه دور، در کنار بیرونی‌ترین ستون‌های میانی ساختمان (با هدف فروریختن عمودی و درجای ساختمان) کار گذاشته شده بود. هدف از ایجاد آتش‌سوزی اولیه، هشدار ابتدایی برای ترساندن نگهبانان و سرایداران احتمالی ساختمان و فراری دادن آنان بود.

 

با شروع آتش‌سوزی و حضور ماشین‌های آتش‌نشانی، مردم و کسبه ساختمان اندک اندک در محل ساختمان تجمع کرده و کسبه برای خارج کردن اسناد و مدارک و احیاناً اموال خود، به مغازه‌هایشان رفتند.

 

در طول سه چهار ساعتی که آتش‌‌نشان‌ها با امکانات نداشته‌شان و با جانفشانی درخور ستایش، مشغول خاموش کردن آتش طبقات بالا بودند، عده‌ای از همکاران آنها در ساختمان مشغول بیرون راندن کسبه از ساختمان بودند. در طول این مدت، آتش طبقات بالا در حال مهارشدن بود. در غیر اینصورت، آتش‌نشانان با جدیت بیشتری مردم را از ساختمان بیرون رانده و خود نیز از آنجا خارج می‌شدند.

 

جانفشانی آتش‌نشانان در مهارکردن تقریبی آتش باعث شد که صبر برنامه‌ریزان انهدام به‌سر آمده و چون نقشه‌ی خود مبنی بر انهدام بدون کشتار را نقش بر آب می‌دیدند؛ در ساعت یازده‌ونیم، دستور انفجار ترمیت‌ها را صادر کردند. در این ساعت بود که انفجارها یکی پس از دیگری در طبقات پایین‌تر (که هیچ آتشی به آنها سرایت نکرده بود) به‌وقوع پیوسته و ساختمان به آن عظمت را در عرض چند ثانیه بر سر خود آوار کرد.

 


یک واقعیت و یک گمان:


- تا چندین روز پس از آتش‌سوزی ستونهای آهنی گداخته از زیر آوار بیرون می‌اوردند در حالی که کپسول‌های آتش‌نشانی و گاز بدون اینکه منفجر شده باشند از زیر آوار بیرون اورده شدند. این نشان از کارگذاشتن ترمایت‌ها در کنار ستون‌ها می‌دهد. به این ترتیب احتمال اینکه تعدادی از البسه‌‌های موجود در ساختمان بصورت نیمه‌سوخته همراه آوار به مکان امنیتی منتقل شده باشد بسیار زیاد است.

 

- یکی از دلایل برنامه‌ریزی برای انهدام ساختمان می‌تواند اختلاف بین مالک (بنیاد مستضعفان) و سرقفلی‌داران ساختمان بر سر بازسازی و ایمن‌سازی ساختمان بوده باشد. از آنجا که مالک (مالک که نه، غاصب) در طول 38 سال بهره‌برداری کامل را از ساختمان کرده بود، با انهدام ساختمان، ضمن حفظ غاصبیت، باد هوا را حواله سرقفلی‌داران کرد.

 

منابع:


ویدئوی لحظه‌ی انفجار پس از نزدیک 4 ساعتی که از شروع آتش‌سوزی گذشته است:

https://t.me/AiiatNews/3458

توضیح ویدئوی لحظه‌ی انفجار:

https://t.me/poshtpardeha/9973

 

رد شایعه‌ای که دلیل انفجارها را گپسول‌های گاز می‌داند.هیچیک از کپسول‌های موجود در این عکسها منفجر نشده‌اند:

https://t.me/tehran_tel/3497

 

رد شایعه‌ انفجارمخزن گازوئیل:

https://t.me/tehran_tel/3493

 

ویدئوی لحظه انفجار با حرکت آهسته و مشخص کردن دقیق نقاط انفجار:

https://t.me/poshtpardeha/10121

 

همه اخبار و دیدگاه‌ها درباره #پلاسکو:

https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59Hq9x42qmuMQ

 

درباره‌ی پلاسکو، این مطلب و ویدئو هم قابل توجه است؛ خواهشاً با حوصله بخوانید:

 یه ویدئویی از روز اول حادثه پلاسکو تو فضای مجازی دیدم، که ابتدا مثل همه ویدئوهای دیگه که مردم دست به دست میکردند، دیدم و متاثر شدم و از کنارش گذشتم.
اما پس از گذشت دو روز از حادثه پلاسکو، یهوویی یه چیزی تو ذهنم جرقه زد و باعث شد کلی تو پیامها بگردم و دوباره گیرش بیارم و مجددا ببینم.
اون جرقه از اینجا شروع شد که، همه ویدئو هایی که دست به دست میشد رو حداقل تو ۴-۵ گروه و توی ۷-۸ تا کانال خبرگزاری، مرتبا ارسال میکردند و باز میکردم و میدیدم تکراریه.
اما اون ویدئویی که منو انگولک کرد رو فقط و فقط یکبار دیدم و دیگه تو هیچ گروه و کانالی اثری ازش ندیدم، بنظرم عجیب اومد ولی دلیلش رو متوجه نشدم، بهمین دلیل بود که دوباره رفتم سراغش و حدود ۲۰ مرتبه تا الان دیدم و دوباره دیدمش و دوباره دیدم.
@irannooo
هر بار که میبینم یه سوال جدید برام پیش میاد که موضوع رو برام حساس‌تر میکنه.
و احتمال اینکه این حادثه، برنامه‌ریزی شده و از قبل مهندسی شده باشه رو بیشتر تو ذهنم تداعی میکنه.
چند نکته ابهام آمیز داره این ویدئو، که مطرح میکنم:
یک: در ابتدا، اینکه چرا این فیلم مثل فیلمهای دیگه به تعداد کثیر تو فضای مجازی یا تلویزیون پخش نشد و فقط یک بار تو یه کانال اومد و من دیدمش و نه من ارسالش کردم و نه کسی یا گروهی اونو برای بار دوم ارسال نکرد که من دیده باشم.
دو: تمامی فیلمهایی که من دیدم از نمای شمال ساختمان، شمال شرق - شرق - جنوب و جنوب شرقی و یا از نمای بالا از حادثه فیلمبرداری شده بودند، اما این فیلم تنها فیلمی بود که از نمای تقریبا غربی یا جنوب غربیِ ساختمان با فاصله‌ای نسبتا دور فیلمبرداری شده بود. حدوداً از نقطه ای حوالی ضلع جنوب خیابان جمهوری روبروی دیوار سفارت انگلیس، یعنی جنوب خیابان جمهوری حد فاصل فردوسی و سی تیر ....
سه: مکان فیلمبرداری ظاهرا روی پشت بام یک ساختمانی است در بین چندین ساختمان دیگر، که گویا در ساختمانهای دور تا دور آن کسی وجود ندارد و یا ساختمانهای اطراف متروکه هستند، چون در اون لحظه که حادثه رخ میده علیرغم جمعیت کثیری که  توی خیابان، پشت پنجره‌ها و روی پشت‌بامهای ساختمانهای مجاور و مقابل پلاسکو، در همه فیلمهای پخش شده همگی دیدیم، در محل فیلمبرداری این فیلم احدی روی هیچ کدام از پشت‌بامهای اطراف نیست و هیچ صدایی جز ریختن آوار از اطراف بگوش نمیرسه.
چهار: فیلمبردار، تک و تنها روی بام هست و کسی دور و برش نیست و در مورد حادثه اصلا حرفی نمیزنه، گویا این ساختمان هم مثل ساختمانهای دور و برش متروکه هست.
پنج: در هنگام شروع ریزش ساختمان تا لحظه پایان که کاملا ساختمان تخریب میشه، جالبه که فیلمبردار، کوچکترین تعجبی نمیکنه و کلامی از دهانش خارج نمیشه و حتی صدای آدم شگفت‌زده‌ای هم در اطرافش بلند نمیشه و کاملا سکوت حاکم هست و فقط صدای ریزش آوار از فاصله حدود ۳۰۰ متری بگوش میرسه.
گویا فیلمبردار این صحنه کاملا انتظار همچین اتفاقی رو داشته و از قبل می دانسته که نه بهت زده میشه، نه کلامی از شگفت‌زدگی بیان میکنه و نه از تعجب دیدن چنین صحنه‌ای کمی دستش تکان میخوره. کاملا خونسردانه تا انتها فقط فیلمبرداری میکنه. در صورتی که در تمامی فیلهای دیده شده، یا خود فیلمبردار یا اطرافیانش بهت زده میشن تصویر لرزش یا تکان پیدا میکنه و دائماً، وای وای - اخ اخ - و یا کلامی رو دال بر اینکه انتظار دیدن همچین صحنه رو نداشتن، بر زبان جاری میکنن اما در فیلم مذکور چنین نیست.
شش: فیلمبردار دقیقاً دو - سه ثانیه پس از  تخریب کامل ساختمان، گویا از آنچه میخواسته فیلم بگیره، گرفته و کارش تمام هست و منتظر ضبط ادامه ماجرا نمیشه و فیلمبرداری رو خاتمه میده....
 هفت: فیلمبردار که در طول این ماجرا کاملا در سکوت بود، دقیقاً پس از تخریب کامل ساختمان، بنظر میرسه به کسی که پشت خط  تلفنش هست، پیامی به معنای  ظاهرا «تایید انجام کاری» رو میده و کلمه ای مشابه «آس» یا «AS» تلفظ میکنه که شاید معنای تایید و نوید پایان یک عملیات موفقیت‌آمیز، بشه تعبیرش کرد و یا کلمه ای «رمزی» باشه که فقط خودش و مخاطبش از این کلمه سر در میارن.
هشت: اخرین نکته و مهم ترین و حساستر از همه نکته های قبل، اینکه با کمال تعجب، فیلمبردار کلامی که تلفظ میکنه با لهجه عربی اداء میکنه و این مورد بسیار بهت برانگیزه...!!! و شکها و تردیدهایی رو که یک به یک براتون توضیح دادم رو به واقعیت نزدیکتر میکنه ...!!!!
براستی فیلمبردار این فیلم، چه کسی میتونه باشه، و به چه کسی گزارش اتمام کار رو میده؟؟؟

@irannooo

https://youtu.be/4eax4_PiHFE
 

 

بهمن ۱۳۹۵

۱۳۹۵ بهمن ۱, جمعه

به ‎کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان


یکی از والیان بلاد پارس بنام سعیدی‌کیا خدمت امام مشرف شد و عرضه داشت: مِلکی را از یک کافر یهودی در غزوه 57 به‌غنیمت گرفته‌ام و در 38 سال گذشته زورم به کاسبان مستقر در آن مکان نرسیده و با انواع لطایف‌الحیل هم نتوانسته‌ام آنها را از آنجا بیرون کنم؛ یابن رسولولو! دستم به‌خشتکت، مرا حیلتی آموز که اَنتُم خَیرُالماکِرین.
امام با دست چلاقش اندکی بیضتین را خاراند و سپس گفت: خاطره‌ی شیرین سینما رکس آبادان آنگاه برایمان تلخ شد که برهمگان آشکار گشت آن حریق عمدی بوده است!

امام و کلمات قصار از کتاب «العاقلُ یَکفیهُ‌‌الاِشاره» جلد ده صفحه‌‌ی سی


۳۰ دی ۱۳۹۵