یکی از والیان بلاد پارس بنام سعیدیکیا خدمت امام
مشرف شد و عرضه داشت: مِلکی را از یک کافر یهودی در غزوه 57 بهغنیمت گرفتهام و
در 38 سال گذشته زورم به کاسبان مستقر در آن مکان نرسیده و با انواع لطایفالحیل
هم نتوانستهام آنها را از آنجا بیرون کنم؛ یابن رسولولو! دستم بهخشتکت، مرا حیلتی
آموز که اَنتُم خَیرُالماکِرین.
امام با دست چلاقش اندکی بیضتین را خاراند و سپس
گفت: خاطرهی شیرین سینما رکس آبادان آنگاه برایمان تلخ شد که برهمگان آشکار گشت
آن حریق عمدی بوده است!
امام و کلمات قصار از کتاب «العاقلُ یَکفیهُالاِشاره»
جلد ده صفحهی سی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر