۱۳۹۸ مهر ۲۱, یکشنبه

💥‏ رخداد سال ۵۷، شورش یا انقلاب؛ نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏


 

آنچه در این رشته مطالب بیان می‌شود:‏

 👈‏ نگاهی گذرا به جریانات سیاسی قبل از سال ۵۷‏

👈‏ نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن‏

👈‏ شورش یا انقلاب

 
👈 نگاهی گذرا به جریانات سیاسی قبل از سال ۵۷

۱- 🔹 پس از کودتای سال ۳۲، شاه تمام وجهه همت خود را صرف سرکوب (البته نه از نوع سرکوب‌های جاعشی) مخالفان سیاسی ‌کرد؛ #حزب_توده را غیر قانونی اعلام می‌کند، #مصدق را پس از محاکمه در دادگاه نظامی حصر خانگی می‌کند، دستور تشکیل #ساواک را می‌دهد و....

۲- 🔹 در زمینه‌ی اقتصادی؛ تلاش‌هایی برای فروش نفتِ باصطلاح ملی‌شده بناچار در قالب قراردادهایی که بیشتر شبیه قراردادهای استعماری است، می‌شود.

۳- 🔹 شاه در سال ۱۳۴۱، در جهت جلوگیری از #نفوذ_شوروی و با رهنمودهای غرب، دست به انجام اصلاحات زده و  اصولی را تحت عنوان #انقلاب_سفید که در ابتدا شش اصل بود اعلام کرده و به رفراندوم می‌گذارد. شایان ذکر است که ۴ سال قبل‌تر، #عبدالکریم_قاسم در عراق کودتا کرده و حکومتی متمایل به شوروی را تشکیل داده و معادلات منطقه را به هم زده بود.

۴- 🔹 روحانیون تشیع که بطور سنتی با نظام شاهنشاهی همخوانی و همراهی داشتند، با دو اصل مهم انقلاب سفید (#اصلاحات_ارضی و #حق_رأی_زنان) مخالفت کردند. علت اصلی این مخالفت این بود که حدود بیست درصد از اراضی کشور جزو موقوفات و در دست روحانیون بود که روحانیون با اجرای این اصول، منابع درآمدی خود را در خطر از دست دادن می‌دیدند و دومین اصل نیز به استناد اینکه در شریعت اسلامی حق رأی به زنان داده نمی‌شود، خلاف شرع تشخیص داده شده است.

۵- 🔹 #خمینی در ابتدا مخالفت صریح خود را با اصل دوم اعلام کرد (تلگراف ارسالی به شاه در تاریخ ۱۳۴۱/۰۷/۱۷)؛ اما بعدا با سیاسی‌کاری حرف خود را عوض می‌کند («.... ما باید با اصل رفراندم مخالفت کنیم... ما با اصل رفراندم مخالفیم زیرا یک بدعت تازه است» / خاطرات آیت الله منتظری/ ص 190ـ207). در جایی دیگر می‌گوید «اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.»

۶- 🔹 شاه بجای اینکه موضوع این مخالفت‌ها را در برابر قضاوت مردم و بخصوص روشنفکران قرار دهد و تمایل به #واپسگرایی_روحانیون را بر همه آشکار کند، سعی در پنهان کردن آتش در زیر خاکستر کرد، خمینی را بازداشت کرده و شورشیانِ خرابکارِ خرداد ۴۲ را (که ناآگاه از جریانات سیاسی روز، تنها خواهان آزادی خمینی بودند) سرکوب نمود.

۷- 🔹 به علت شرایط خاص جهانی و منطقه‌ای، بخصوص پس از تبدیل قراردادهای استعماری فروش نفت به #کنسرسیوم به قراردادهای عادلانه‌تری با #کنسرسیوم_جدید، در تابستان ۱۳۵۲، درآمد حاصل از نفت ایران چند برابر شد. این افزایش درآمد نفت باعث شد که محمدرضا شاه دو رکن اساسی را در پیشبرد سیاستهای کشور بیشتر مورد توجه قرار دهد: ارتش و اتکا به درآمد نفت.

۸- 🔹 تجهیز ارتش به سلاح‌های تقریباً مدرن؛ تلاش شاه برای بالا نگهداشتن قیمت نفت، مادامی که کشورهای غربی قیمت محصولات خود را بالا می‌برند و سایر بلندپروازی‌های شاه؛ اولاً، هراس از انتقاد و رک‌گویی محمدرضا شاه را در میان کشورهای مقتدر جهانی برانگیخت و ثانیاً هراس منطقه‌ای از اقتدار ایران را در پی داشت. این همه باعث شد که بهانه را برای نفوذ و دخالت کشورهای مقتدر جهانی و منطقه‌ای در کشور ایران فراهم نماید و در پی جلوگیری از بلندپروازی‌های نظام شاهنشاهی ایران برآیند.

۹- 🔹 از عواقب دیگر افزایش درآمد نفت، رشد سریع اقتصاد کشور بود که با پیشرفت در بسیاری از زمینه‌های اقتصادی، کشور از حالت سنتی و عشایری خود بیرون رفته و شهرهای کشور با موج مهاجرت روستاییان مواجه گردید. گسترش مهاجرت از شهرها باعث شد که شهرهای کشور بزرگتر و رشد حاشیه‌نشینی و زاغه‌نشینی در اطراف شهرها نیز افزایش یابد (افزایش جمعیت شهرنشینانِ نامتمدن). در این دوره سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی در این دهاتِ شهرگونه به سرعت افزایش یافته بود.

۱۰- 🔹 از آن سو در صحنه‌ی سیاست بین‌الملل، دوره سوم #جنگ_سرد از دهه ۱۳۵۰ آغاز شد. شوروی تهاجم خود را به اوج رسانده و در جنگ #ویتنام خستگی مفرطی را بر آمریکا وارد نموده و باعث شکست تلاشهای نظامی آمریکا در ویتنام گردیده بود. در همین دوره و در میانه‌ی دهه‌ی ۵۰ خورشیدی، شوروی در منطقه خاورمیانه نیز به شدتِ تهاجم خود افزوده بود و باعث رخداد سه کودتای کمونیستی پی در پی، در افغانستان و در همسایگی ایران شده بود.

۱۱-🔹 درباره‌ی ویژگی شخصیت محمدرضا شاه، باید گفت که، برخلاف پدرش، دارای اعتقاداتی سخت مذهبی و خرافی بود و اهمیت ویژه‌ای به روحانیون می‌داد. دشمن اصلی نظام سلطنتی را کمونیست‌ها و بعدها نیز #جبهه_ملی و جنبش‌های ملی‌گراییِ ملیت‌های گوناگون ایران می‌دانست و برای رهایی از چنگ این دشمنان، مذهب را مددکار و یاور خود می‌دانست و به تقویت حوزه‌ها و تکایا و مساجد در نقاط مختلف کشور می‌پرداخت که شاید بتوانند کمکی برای سرکوبی جریانات کمونیستی و ملی‌گرایی در ایران باشند. همچنین همیشه یک ترس و توهم از اقتدار پشت پرده #انگلیس و شوروی را در اداره امورات کشور با خود به همراه داشت و گاهی اوقات به صراحت از توطئه‌های خارجی وابسته به این کشورها صحبت می‌راند.

۱۲-🔹 در دهه‌ی ۵۰، دو جریان روشنفکری در کشور فعال بودند که به مخالفت با نظام شاهنشاهی در ایران پرداختند. جریانات روشنفکر سوسیالیستی که عمدتاً طرفدار نظام کمونیستی شوروی بودند و مخالف سرسخت غرب و نظام سرمایه‌داری بشمار می‌رفتند و نظام شاهنشاهی را نماد سرسپردگی به امپریالیسم جهانی می‌دانستند؛ و دیگر جریان روشنفکر اسلامگرایی که در مبارزه علیه نظام شاهنشاهی موقعیت و وضعیت مناسبتری یافته بود. این جریان که در ابتدا با هدایتگری نظام شاهنشاهی و در مقابل جریان چپ شکل گرفته بود، بسرعت رشد کرد و با ظهور #علی_شریعتی در #حسینیه_ارشاد، روند مخالفت با نظام حکومتی محمدرضا شاه و قشر روحانیت سنتی را در پیش گرفت و توانست به سرعت جایگاه خود را در میان دانشجویان و تحصیل کرده‌ها و بسیاری از عوام نیز مستحکم نماید.

۱۳-🔹 علی شریعتی نظریه‌پرداز اصلی انقلاب اسلامی بود که با تلفیقی از مذهب شیعه و تفکرات چپ #مارکسیستی و اقتباس از افکار انقلابی #مارکس، #فرانس_فانون و دیگر مبارزین چپگرا توانست تفکرات اسلام شیعی را انقلابی نماید. وی با تأثیری که بر افکار عمومی و قشر جوان و روشنفکر جامعه گذاشت باعث شد که بعد از وی این اقشار دنباله‌رو خمینی شوند و با استفاده از اعلامیه‌های مبهم او از حکومت اسلامی و شعارهای ضدامپریالیستی‌اش، فساد اداری دستگاه سلطنتی و حمایت از فقرا، این اقشار گمراه شده و حکومت اسلامی خواسته اکثریت اقشار گردد. بهمین جهت؛ بانکها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای بعنوان نماد سرمایه‌داری و کاباره‌ها و سینماها بعنوان نماد تهاجم فرهنگ غربی، هدف حمله و خرابکاریِ شورشیان طرفدار انقلاب اسلامی قرار گرفت. در اکثر خرابکاری‌های سال 57 ردپایی از عوامل شوروی_سوسیالیستی دیده می‌شود. شایان ذکر است که عبارت «مارکسیست‌های اسلامی» و «پیوند ارتجاع سرخ و سیاه» که شاه در ماه‌های آخر سلطنت خود بسیار آن را تکرار می‌کرد، نیز اشاره به همین تفکرات داشت. برای اطلاعات بیشتر، پیشنهاد می‌شود کتاب «پشت پرده‌های انقلاب اسلامی، اعترافات حسین بروجردی» مطالعه شود.

۱۴-🔹 حادثه‌ای که از آن بعنوان نقطه عطفی در وقوع انقلاب یاد می‌شود حادثه‌ی آتش‌سوزی #سینما_رکس آبادان است. این حادثه از آن جهت اهمیت دارد که #میشل_فوکو استاد فلسفه، تاریخ، جامعه‌شناسی و علوم سیاسی فرانسوی بعنوان روزنامه‌نگار و برای تحقیق در چگونگی این رویداد و سنجش افکار عمومی عازم ایران شد. وی در سال ۵۷، دو بار (شهریور و آبان) به ایران سفر کرد و بعنوان گزارشگر روزنامه کوریَره لاسرای ایتالیا، درباره ایران به تحقیق پرداخت و در مورد ناآرامیهای ایران گزارشهای زیادی خوانده و با بسیاری از مخالفان رژیم در بیرون از کشور نیز ملاقات نمود. وی در مقاله‌ای تحت عنوان «دین بر ضد شاه» از اسلام بعنوان بهترین جایگزین برای نظام شاهنشاهی یاد می‌کند.

۱۵-🔹 تحقیقات فوکو در اختیار دولت #ژیسکار_دستن رئیس جمهور وقت فرانسه قرار می‌گیرد. بعد از گذشت ده روز از سفر اول فوکو، خمینی طی یک سناریو از نجف به پاریس منتقل می‌شود و فوکو نیز در پاریس به دیدار وی می‌رود. ژیسکار دستن فرستاده ویژه‌ای را به نام میشل پونیاتووسکی مأمور دیدار خصوصی با محمدرضا شاه در ایران و خمینی در پاریس می‌کند. شاه در دیدار خصوصی از دولت فرانسه می‌خواهد که در راه کم کردن #فشار_شوروی اقدام نماید!!!.

۱۶-🔹 بعد از ارائه گزارشهای فوکو به کاخ الیزه، دولت ژیسکار دستن یک گردهمایی سه روزه (۱۴ تا ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۷) تدارک می‌بیند که سران ۴ کشور غربی یعنی فرانسه، انگلستان، آمریکا و آلمان در آن شرکت کردند و به #کنفرانس_گوادلوپ مشهور شد. دولت فرانسه از سران سه کشور به چاره اندیشی مشترک برای حفظ منافع خویشتن دعوت به عمل می‌آورد. گزارش‌ها و اسنادی که در مورد کنفرانس گوادلوپ موجود است بخوبی نمایانگر این است که آمریکا نیز از حکومت محمدرضا شاه ناامید شده است و جایگزینی را در ارتش ایران جستجو می‌کند که سخت طرفدار محمدرضا شاه است و برای دفع خطر احتمالی از جانب شوروی و قدرت‌گیری کمونیست‌ها اعتقاد به کودتا در ایران دارد؛ اما ژیسکار دستن با توجه به تحقیقات فوکو و دیدارهای خصوصیِ فرستاده‌ی ویژه‌ی خود با محمدرضا شاه و خمینی و همچنین تحلیل ارسالی #صادق_قطب‌زاده به کاخ الیزه، به #کارتر توصیه می‌کند که با دولت احتمالی جدید تهران که ریاست معنوی آن با خمینی خواهد بود وارد گفتگو شود زیرا دولت فرانسه تصمیم گرفته است که دور شاه را خط بکشد.

۱۷-🔹 بعد از اظهارات ژیسکار دستن و تصمیم‌گیری در مورد ایران، آمریکا به پیشنهاد دولت فرانسه با خمینی تماس می‌گیرد و زمینه را برای انقلاب مهیا می‌کند. یکی از این اقدامات، فرستادن #ژنرال_هایزر به تهران، یک روز بعد از کنفرانس گوادلوپ بود. مأموریت هایزر نظارت بر تحرکات ارتش وفادار به شاه برای جلوگیری از کودتای احتمالی، دور نگه داشتن گروه‌های چپ از قدرت‌یابی احتمالی و در صورت لزوم بگارگیری قدرت ارتش در سرکوبی احتمالی جریانات چپ بود. همه‌ی این جریانات و رویدادها طی دو هفته از تاریخ 13 تا 26 دیماه سال 1357 روی داد و منجر به خروج شاه از کشور شد. در همین زمان، به پیشنهاد اروپاییها و آمریکا، به فرمان خمینی #شورای_انقلاب در تاریخ 22 دیماه تشکیل شد.

📣

👈 نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در بروز رویدادهای سال 57

1- 🔹 محمدرضا شاه، در ادامه‌ی اقدامات #رضاشاه، تمام تلاش و همت خود را بر سر پیشبرد مملکت بسوی #تمدن و خارج کردن ایران از جرگه‌ی کشورهای #جهان_سوم گذارده بود؛ اما در این راه از دو نکته‌ی اساسی غافل بود:

اول- یکی از شرایط مهم و اساسی برای گذار از عقب‌ماندگی، رشد آگاهی و فرهنگ عامه مردم است. با #ترویج_خرافات و عامه‌گرایی، نمی‌توان به تمدن رسید (بند 11). فراموش نکنیم که سرمنشاء پیشرفت کشورهای اروپایی، رنسانس بود.

دوم- برای استفاده از هر چیز، ابتدا باید فرهنگ استفاده از آن را یاد داد، وگرنه اتومبیل آخرین مدل را بدست آدمی بدهید که تا دیروز خر سوار بوده، نتیجه‌اش این می‌شود که در خیابان‌ها شاهدش هستیم. تفکری که مفهوم آزادی و رأی دادن را نمی‌داند و زن را ملک لایملک مرد می‌پندارد؛ پر واضح است که بکمک مریدانش در مقابلِ آزادی رأی دادنِ زنان، با تمام قدرت می‌ایستد (بند 5).

2- 🔹 رویدادهای سال ۵۷ ایران، دو #بازی‌گردان اصلی داشت که با سوءاستفاده از اشتباهات گذشته‌ی شاه و روحیه‌ی هرج و مرج طلبی و ماجراجویی مردم (مردمی که در اثر سرریز درآمدهای نفتی مملکت، به رفاه نسبی رسیده بودند بدون اینکه ذره‌ای پیشرفت فرهنگی داشته باشند و بعبارت دیگر کسی به آنها حتی فرهنگ استفاده از رفاه را هم یاد نداده بود)؛ وقوع (باصطلاح) #انقلاب_اسلامی را رقم زدند. مردم در خیابان‌ها فریاد می‌زدند استقلال، آزادی، حکومت اسلامی؛ در حالی که درک درستی از هیچکدام از این سه مفهوم نداشتند. با اینکه خمینی رساله‌ای تئوریک در باب #حکومت_اسلامی نوشته بود، خود هیچ درکی از چگونگی عملکرد چنین حکومتی در دنیای امروز نداشت (شاهد مدعا اینکه در یک دهه‌ای که #رهبر_جمهوری_اسلامی بود٬ نتوانست حتی یک قانون مشخص، ولو برای بانکداری بقول خودشان اسلامی ارائه کند)؛ چه برسد به اینکه مردم بخواهند آن را بفهمند (البته هنوز هم پس از گذشت بیش از چهار دهه از برپایی حکومت اسلامی، #بانکداری_اسلامی مورد اعتراض مراجع تقلید شیعه است!).

و اما دو بازی‌گردان اصلی:

 😳اول؛ کشورهای غربی، که بدلایل ذکر شده (بند 8) در صدد حذف محمدرضا شاه از صحنه‌ی سیاست بین‌المللی بودند و در این راه کشورهای عربِ منطقه هم بدلیل دشمنی‌شان با اسرائیل و هم اینکه حضور (بقول خودشان) ژاندارمی شاه در منطقه را خوش نداشتند، آب به آسیاب غربی‌ها می‌ریختند.

😳 دوم؛ همسایه‌ی شمالی ایران (شوروی)، که از دیرباز آرزوی رسیدن به آب‌های گرم جنوب را در سر می‌پروراند و در این راه از هیچ کوششی دست بر نمی‌داشت. یکی از آخرین تلاشهای شوروی در این راه، کودتای کمونیستی در کشور مسلمان #افغانستان، در اردیبهشت ماه سال ۵۷ بود.

👌 در جریان رویدادهای سال ۵۷ و پیشبرد فرایند حذف شاه، غربی‌ها تنها نگران کودتای ارتش بطرفداری از شاه و یا کمونیست‌های طرفدار شوروی (حزب توده) بودند؛ در حالی که شوروی، در سکوت کامل، تمام همّ و غمّ خود را مصروف ساماندهی شورش‌ها و تظاهرات کرده بود (شوربختانه؛ پس از اینکه با غیرقانونی اعلام شدن #حزب_توده در سال 32، شوروی از فعالیت‌های سیاسی در ایران نومید شد، به فعالیت‌های فرهنگی روی آورد بطوری که اکثر روشنفکران پیش از انقلاب را چپ‌های سوسیالیست تشکیل می‌دادند. در این میان ظهور علی شریعتی و تلفیق #سوسیالیزم و #تشیع، کمک بسیار بزرگی به ترویج برنامه‌های فرهنگی شوروی نمود- بند 12). در این میان اما، تنها شاه بود که از خطر نفوذ شوروی آگاه شده بود (البته با تأخیر) و سعی می‌کرد این خطر را به غربی‌ها و ناراضیان راستینِِ داخلی (اگر وجود می‌داشتند) گوشزد کند. عبارات «اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه» و «مارکسیست‌های اسلامی» که در آن زمان توسط شاه بیان می‌شد، گویای همکاری کمونیست‌ها با آخوندها در ساماندهی شورش‌های سال ۵۷ بود (مجدداً پیشنهاد می‌شود کتاب «پشت پرده‌های انقلاب اسلامی، اعترافات حسین بروجردی» را مطالعه کنید. در این کتاب #حسین_بروجردی اعتراف می‌کند که تحت تأثیر فردی بنام «شهاب» بوده است. با بررسی کردار و گفتارِ #شهاب در این کتاب، می‌توان به تفکرات کمونیستی او  پی برد).

👈 شورش یا انقلاب

🔹 در خاتمه؛ بنظر نگارنده،

«انقلاب به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن عده‌ای آگاهانه بدنبال جایگزین کردن سیستمی (ترجیحاً) بهتر بجای سیستم ناکارآمد فعلی باشند. مثال‌هایی که برای #انقلاب می‌توان برشمرد عبارتند از: انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی، انقلاب مشروطه و حتی بدترین شکل آن انقلاب 1917 روسیه. در مقابل چنانچه عده‌ای (حتی ملتی) ناآگاهانه بدنبال براندازی سیستمی باشند بدون آنکه سیستم جایگزین آن برایشان مشخص کرده باشد، تنها می‌توان نام #شورش بر آن نهاد».

مهرماه 1398


 نوشته شده در: طنز تلخ👇👇

 https://t.me/TanzeTalkh2/929

۱۳۹۸ مرداد ۲۳, چهارشنبه

منشور همبستگی ملی

‏«به نام آنکه جان را فکرت آموخت.‏
با درود به همه هموطنان عزیز و ‏گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در ‏سال‌های ‏سیاه استبداد، همه‌گونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود ‏به همه جان‌باختگان راه آزادی و عزت ‏سرزمین‌مان ایران.‏
‏ نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد‏         ‏ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد‏
قبل از هر چیز باید بگویم که اصولی که در پی خواهد آمد، فقط نمونه و بخشی از یک منشور همبستگی ملی است که می‌تواند محوری برای اتحاد همه‌ی نیروهای برانداز جمهوری اسلامی باشد. در فردای براندازی برای  تعیین نوع حکومت، مجلس مؤسسانی متشکل از نمایندگان احزاب مختلف و به انتخاب مردم، برای بحث و بررسی پیرامون نوع حکومت و بُن‌مایه‌ی قانون اساسی آن، تشکیل خواهد شد و در نهایت تعیین نوع حکومت طی رفراندومی، بانتخاب همه‌ی مردم خواهد بود. جلسات مجلس مؤسسان، علنی خواهد بود و در طی برگزاری آن، همه‌ی رسانه‌ها موظفند و آزاد خواهند بود که درباره‌ی مزایا و معایب هر یک از انواع حکومت روشنگری‌های لازم را برای مردم بعمل آورند.

هر یک انواع حکومت (اعم از جمهوری، پادشاهی و ...)، دو رکن اساسی خواهد داشت: رئیس نمادین کشور و رئیس اجرایی (دولت). مثلاً؛
در حکومت جمهوری؛ رئیسِ کشور، رئیس‌جمهور و رئیسِ دولت، نخست وزیر و یا معاون اول رئیس‌جمهور خواهد بود؛
و در حکومت پادشاهی؛ رئیس کشور، پادشاه و رئیس دولت، نخست وزیر خواهد بود.

اصول پیشنهادی منشور همبستگی ملی
در هر شکلی از حکومت که مورد انتخاب مردم باشد، اصول زیر باید در تدوین قانون اساسی‌اش مورد توجه قرار گیرد:
اصل 1- ‏«رياست نمادين کشور»، همچون سرود و پرچم ملی، در همه‌ی مجامع داخلی و خارجی معرف جامعيت و ‏شاخصيت و قدرت همه جانبه‌ی ملت و يکپارچگی کشور و ملت است و همه‌ی تصميمات مقننه و اجرائی و ‏قضائی کشور با امضای او (که حکم امضای ملت را دارد) قطعی می‌شود. اما او در روند شکل‌گيری اين ‏تصميمات دخالتی ندارد و تنها بايد بتواند، با خودداری از امضای يک تصميم، بالاترين نهاد قضائی کشور را ‏دعوت به داوری کند؛ و در آن صورت تسليم تصميم اين نهاد خواهد بود.‏
اصل 2- ‏ محتوای حکومت در قانون اساسی ‏متبلور است که باید مبتنی بر سه اصل: آزادی، عدالت و ‏مردم‌سالاری باشد. هیچ ‏قانونی نمی‌تواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.‏ هیچ اصلی از اصول قانون اساسی نباید با اعلامیه جهانی حقوق ‏بشر مغایرت داشته باشد.‏
اصل 3- دین و مذهب: در قانون اساسی هیچ دین و مذهبی به رسمیت شناخته نمی‌شود و تمامی ادیان و مذاهب توسط ‏مردم کشورمان مورد احترام قرار ‏خواهند گرفت[1]. مطابق اعلامیه جهانی ‏حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمی توان به ‏پذیرش دینی ‏مجبور کرد و یا ‏از پذیرش آن منع کرد. ‏
اصل 4- ‏‏آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و ‏یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده ایران خواهد بود. خط قرمزِ ‏آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ‏ناسزاگویی، در ‏فرهنگ اصیل ایرانی وجود ‏ندارد و از اخلاق انسانی ‏نیز به دور است[2].‏
اصل 5- ‏ سیاست خارجی کشور مبتنی بر دوستی و روابط سیاسی ‏عادلانه، با همه‌ی کشورهای جهان، با در نظر گرفتن منافع ملی ایران خواهد بود.
اصل 6- ‏ عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه‌ی کشور باید بطور ‏عادلانه[3] صرف تامین رفاه و امنیت مردم ‏ایران شود. ‏
اصل 7- ‏ دادگستری: قوه قضائیه یا دادگستری؛ قوه‌ی کاملاً مستقلی است که زیر ‏نظر دیوانعالی دادگستری، که از ‏قاضیان با سابقه و خوشنام ‏‏تشکیل شده، اداره می‌شود.‏
اصل 8- ‏ در قانون اساسیِ آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار ‏گیرد. زیرا، جانی را خداوند به ‏بنده‌اش عطا کرده، ‏هیچکس ‏حق ندارد آن را بگیرد.» ‏

هشتم بهمن ۱۳۹۷


پی‌نوشت‌ها:
[1]- به این ترتیب در حکومت آینده ایران دین از سیاست ‏جدا است و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی ‏حتی یک ریال از ‏‏خزانه مملکت دریافت نمی‌کند. روحانیون مذهبی هم چنانچه ‏علاقمند به گسترش دین ‏و مذهب خود هستند؛ تبلیغ دین را ‏باید بدون ‏دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان ‏حاج ‏علی منتظری، پدر مرحوم آیت‌الله منتظری ‏الگوی بسیار خوبی برای ‏آنان می‌تواند باشد. آن شادروان، ‏روزها به کار کشاورزی مشغول بود و ‏از این راه امرار معاش می‌کرد و ‏شب‌ها به هنگام نماز، به پیشنمازی ‏‏می‌ایستاد و پس از نماز بر روی صندلی (و نه منبر)، مردم را موعظه می‌کرد و ‏احکام دینی را برایشان ‏بیان می‌نمود.‏
[2]- در اینجا لازم به توضیح است که بعضی افراد و یا گروه‌ها ممکن است نقد و سوال ‏از موضوعی را که خودشان مقدس می‌دانند، ‏بعنوان اهانت تلقی ‏کنند؛ اما ‏ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و ‏هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن ‏را مورد ‏نقد و بررسی قرار داد». از این پس در ایران تنها چیزی که ‏مقدس ‏است، کرامت انسانی است که نباید خدشه‌دار شود. امید است که ‏همه‌ی هموطنانم ‏ این ‏موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.‏
[3]- بجای مساوات روی موضوع ‏عدالت تاکید می‌کنیم، زیرا معتقدیم که بجای توزیع ‏مساوی امکانات ‏بین همه افراد، باید امکانات ‏بطور عادلانه، یعنی به ‏هرکس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد


_______________________
اینها را هم ببینید: 👇👇

😜 شورای گذار  


😜 وظیفه‌ی روشنفکران در قبال #تظاهرات_سراسری
  

۱۳۹۸ خرداد ۹, پنجشنبه

🏛‏ بازخوانی پرونده‌ی خروج آمریکا از برجام 🏛‏

 

🏛 ترامپ در ایران بدنبال چیست؟

 ترامپ از ابتدای روی کار آمدنش و حتی پیش از آن (در مبارزات انتخاباتی‌ش) بدنبال گرفتن سهم آمریکا از توافقنامه برجام بود؛ آنچه که در متن برجام قید نشده ولیکن در مذاکرات پشت پرده بر سر آن توافق شده بود و اصطلاحاً به آن روح برجام می‌گویند. در حقیقت ترامپ بزبان بی‌زبانی می‌گفت؛ ما را هم بر سر #سفره_انقلاب بنشانید.

 ترامپ پس از بدست گرفتن زمام امور در آمریکا، همیشه می‌گفت برجام یک توافق بسیار بدی بود و بطور غیرمستقیم هم می‌گفت «دیگی که برای من نجوشد، بگذار سر سگ در آن بجوشد» و دم از خروج از برجام می‌زد.

 در ایران اما، سران حکومت خودشان را بخواب خرگوشی زده و اظهار می‌داشتند؛ برجام یک توافقنامه‌ی بین‌المللی است و آمریکا نمی‌تواند بطور یکجانبه از آن خارج شود.
یکسال و اندی پیش، در ۱3 اردیبهشت ۹۷؛ ظریف: «ایران در مورد اصلاح برجام مذاکره نمی‌کند و تقاضای دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا برای تغییر برجام «غیرقابل قبول» است». این در حالی‌ست که تنها 9 روز به اعلام تصمیم ترامپ درباره‌ی برجام باقیمانده بود.

 پس از خروج آمریکا از برجام؛ سران جاعش، بجای اینکه فکری برای ادامه کار بیاندیشند، مانند همیشه شروع به تاختن به آمریکا کردند؛ همان صحبت‌های همیشگی:

 سران جاعش از این نکته‌ی بزرگ غافل بودند که آن ۵ کشور، نه می‌توانند و نه اجازه‌ی آن را دارند که در مقابل آمریکا بایستند و با تحریم‌هایی که بزودی بازمی‌گشتند مقابله کنند.

 از آن گذشته آن‌ها فراموش کرده بودند که رهبرشان قبلاً گفته بود اگر آمریکا برجام را پاره کند، ما آن را آتش خواهیم زد.!

 ناگفته نماند که عده‌ای از نمایندگان مجلس جاعش برای اینکه حرف آقاشان زمین نماند بطور نمادین، برجام را در مجلس آتش زدند.!

 ما امروز بعد از یکسال می‌دانیم که چگونه دولت از ماه‌ها پیش خود را برای شرایط آماده کرده بوده و در این یکسال هم هیچ مشکل حادی برای مردم ایجاد نشده است.! فقط آنقدر می‌دانیم که ارزش پول ملی در این مدت 350 درصد کاهش یافته و به همان نسبت هم از قدرت خرید مردم کاسته شده است.

 در 27 خرداد 97 جمعی از فعالان سیاسی داخل و خارج از کشور در نامه‌ای خطاب به مسوولان عالی‌رتبه نظام خواستار مذاکره مستقیم با ترامپ شدند. نويسندگان اين نامه با اشاره به از دست رفتن فرصت دولت باراک اوباما از مسوولان تصميم‌گير نظام خواسته‌اند «فارغ از جنگ‌هاي رواني كاخ سفيد با يك تصميم ملي اعلام كند كه حاضر به انجام مذاكرات بدون قيد و شرط با امريكاست تا قدمي در راه‌حل مشكلات و اختلافات برداشته شود».

 مسوولان عالی‌رتبه نظام واکنشی به این نامه نشان ندادند. در آمریکا اما؛ در 10 تیر 97، مایک پمپئو به CNBC در خصوص «مذاکرات بدون شرط» ترامپ با رهبری ایران گفت: «مذاکرات بر این اساس است که اول ایران باید تعهد بهتغییرات اساسی بدهد و سپس رئیس جمهور آمریکا آماده مذاکره است»

 آمریکا با اشاره به اینکه می‌داند در ایران، بجز یک نفر، بقیه هیچکاره‌اند؛ تلویحاً می‌گوید تنها به مذاکره‌ای تن می‌دهد که رهبر ایران اجازه داده باشد.

 یک ماه بعد، (16 آبان 97) ظریف برای مذاکره (البته با شرط تغییر رویکرد آمریکا) اعلام آمادگی کرد؛ ولی از ترس آقاشان که بارها مذاکره و بهبود روابط با آمریکا را به شدت رد کرده است، پا پیش نمی‌گذارد.

 جاعش از طرفی اعلام آمادگی برای مذاکره می‌کند و از طرف دیگر بدنبال راهی برای دور زدن تحریم‌ها می‌گردد، در حالی که فشار تحریم‌ها روزافزون است و جاعش همچنان در پی زمان خریدن.

 ترامپ در پی افزایش تحریم‌ها، قصد دارد با تحریک مردم ایران، جاعش را تحت فشار مضاعف قرار دهد تا بلکه زودتر به‌پای میز مذاکره بیاید؛ اما دریغا که سران جاعش در طول 40 سال عادت کرده‌اند دقیقه‌ی نودی عمل کنند و برایشان سخت است درک لحظه‌های سرنوشت‌ساز.! در این میان اما، بسیاری از ایرانی‌ها دلخوش به این شدند که شاید با فشار آمریکا، شر حکومت جاعش از سر ایرانیان کم شود.!

 فشار تحریم‌ها از یک طرف و اعتراض‌های مردمی از سوی دیگر؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه را مجبور به اعتراف این حقیقت کرد که: «بودجه کشور به یک سوم کاهش یافته است». در این حال مقام های آمریکا اعلام کردند که شدیدترین تحریم ها را برای اعمال بیشترین فشار در حکومت ایران اعمال می‌کنند تا رفتار جمهوری اسلامی تغییر کند؛ البته منظورشان از تغییر رفتار، کشاندن ایران به‌پای میز مذاکره بود، در حالی که این گفته در نزد برخی از ایرانیان خوش‌خیال، به چیز دیگری تعبیر شد.

 27 هفته پس از ضرب‌الاجل چند هفته‌ای آقای روحانی برای تعیین موضع اتحادیه‌ی اروپا در قبال برجام؛ معاون سیاسی وزیر خارجه ایران، که از اعضای بلندپایه تیم مذاکرات ایران برای برجام هم بود، گفته است اروپا هنوز موفق به ثبت رسمی «اس.پی.وی» (ساز و کار مالی ویژه با ایران) نشده است، که یکی از دلایل آن «فشار سنگین آمریکا» است. البته ما به این موضوع عادت کرده‌ایم که از نظر سران مملکت، 27 هفته با چند هفته فرق زیادی نداشته باشد.

 پس از اینکه برای سران مملکت مشخص شد که اتحادیه‌ی اروپا هم برای تدوین سازوکار ویژه‌، فس‌فس می‌کند و دست به‌عصا راه می‌رود، شروع به جفتک‌پرانی‌های جدیدی می‌کند؛ از آزمایش موشک‌های بالستیک گرفته تا تهدید اتحادیه اروپا با مواد مخدر، بستن تنگه هرمز و غیره. آن‌ها به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند مذاکره است، چیزی که ترامپ برای نشستن بر سر #سفره_انقلاب بدان نیاز دارد؛ حتی توجهی به نشست شورای امنیت درباره ایران هم ندارد

 نکته‌ی باعث تأسف، در بحبوحه‌ی کاهش فروش نفت و بودجه‌ی مملکت؛ این است که ذره‌ای از حیف و میل بیت‌المال و سرمایه‌های کشور کاسته نشده و بی‌لیاقتی و بی‌تدبیری سران جاعش را، از میان اخبار رسمی کشور، بوضوح می‌توان دید.

 40 هفته پس از ضرب‌الاجل چند هفته‌ای آقای روحانی برای تعیین موضع اتحادیه‌ی اروپا در قبال برجام؛ به گزارش ایسنا، سخنگوی این اتحادیه خبر از تدوین قریب‌الوقوع ساز و کار مالی ویژه با ایران (SPV) می‌دهد ، که البته باز هم از نظر سران مملکت، 40 هفته با چند هفته فرق زیادی ندارد.

 حال این ساز و کار مالی ویژه با ایران چیست و چه مزایایی دارد؟
سازوکار ویژه‌ی اتحادیه‌ی اروپا برای تجارت با جمهوری اسلامی شامل چندین شرط است که ‏در ازای کمک اروپا به «دوام آوردن» حکومت، آقایان را مجبور به پذیرش قراردادی می‌کند که ‏ایران را رسماً به مستعمره‌ی نوین اروپا بدل خواهد کرد:
👈 اروپا نفت را خیلی ارزان می‌گیرد و برایش پولی نمی‌پردازد. ‏از سوی دیگر چون درآمد حاصل ایران ‏از نفت مستقیماً در اروپا ذخیره می‌شود، ایران مجبور است خدمات یا ماشین‌آلات و تجهیزات را ‏فقط از اروپا بخرد و چون بقیه‌ی رقبا از صحنه خارج شده‌اند، باید به هر قیمتی که فروختند بخرد ‏و قدرت چانه‌زنی هم نخواهد داشت. ‏اروپا پذیرش ‏SPV‏ را منوط به تصویب ‏FATF‏ در ایران ‏کرده و این بدان معنی است که تمام تراکنش‌های مالی ایران می‌توانند برای بازرسان قابل بررسی ‏باشند. یعنی همه‌ی آنچه که از مردم مخفی می‌ماند بر بیگانگان آشکار است.‏

 در پی تهدیدها و فشارهای آمریکا، سران جاعش یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ. از طرفی بتدریج نیروهای خود را از کشورهای منطقه فرا می‌خوانند و یا در مقابل حملات اسرائیل به نیروهایشان در سوریه، سکوت اختیار می‌کنند و یا از توقف اجرای حدود اسلامی می‌گویند؛ و از سوی دیگر با کش و واکش بر سر تصویب قانون کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (FATF)، به‌خیال خودشان به غرب پیام می‌دهند.
در حالی که تهدیدها و پیام‌های ترامپ هم تمامی ندارد؛ و این تهدیدها دلخوشی جدیدی‌ست برای برخی از ایرانیان ساده‌دل.

 پس از ماهها که از ضرب‌الاجل چند هفته‌ای آقای روحانی برای تعیین موضع اتحادیه‌ی اروپا در قبال برجام؛ گذشت و بکمک هوش سرشارشان فهمیدند که پیشنهاد  هم چندان آش دهن سوزی نیست و ار آن‌ها آبی گرم نمی‌شود؛ کم‌کم زمزمه‌ی خروج ایران از برجام را بلند کردند! ولی کماکان دلخوشند به اینکه اتحادیه‌ی اروپا مجوز خرید نفت ایران را دارد و یا ترکیه نفتشان را می‌خرد؛ و بدنبال آنها موس موس می‌کنند که البته با هوش سرشار این #ژن_خوب ها، انتظاری بیشتر از این نمی‌رود. علاوه بر این، آن‌ها غافلند از اینکه این فشارهای فعلی نتیجه‌ی لغو تعلیق تحریم‌های آمریکاست و چنانچه ایران از برجام خارج شود باید منتظر تحریم‌های جامعه‌ی جهانی، منجمله اروپا و چین و روسیه هم باشد.

 ترامپ که کماکان در پی تشدید فشارها بر ایران است، درست یک روز قبل از روز باصطلاح انرژی هسته‌ای ایران، سپاه پاسداران را به لیست گروه‌های تروریستی اضافه می‌کند. قبل از آن هم تعدادی از شرکت‌ها و افراد مرتبط با سپاه را تحریم کرده بود. ترامپ، همچنین در دو ماه پیش از آن، در کنفرانس ورشو نسبت به فعالیت‌های نظامی ایران در منطقه، به کشورهای جهان هشدارهای لازم را داده بود؛ و درست چهارماه پیش از آن توسط ریچارد هاس، اخطار وقوع جنگ را برای سران حکومت اسلامی فرستاده بود.

 درست یک روز قبل از اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی از سوی آمریکا، محمدعلی جعفری گفت: «اگر آمریکایی‌ها دست به چنین حماقتی بزنند در این صورت نیروهای آمریکایی درغرب آسیا دیگر آرامش امروز را نخواهند داشت.» محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، نیز گفت که «اقدام احتمالی آمریکا در این خصوص، «پیامدهایی» برای نیروهایش در منطقه به دنبال خواهد داشت». ترامپ با این ادبیات آشناست و می‌داند که این تهدیدات به‌منزله پارس‌کردن سگِ خوابیده است! کما اینکه تا این تاریخ هم هیچ نشانه‌ای از مورد تهدید قرار گرفتن نیروهای آمریکایی در دست نیست.
در مقابل اما، وزیر خارجه آمریکا گفت، هدف ما این است که ایران به میز مذاکره باز گردد. در اینجا، باز هم ترامپ به‌زبان بی‌زبانی به سران حکومت پیام می‌دهد که به‌پای میز مذاکره برگردید و سهم ما از برجام را تأمین کنید؛ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿41-النحل

 بلافاصله پس از اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی از سوی آمریکا، شورای عالی امنیت ملی ایران در یک شوی احمقانهاعلام کرد، رژیم ایالات متحده آمریکا را «دولت حامی تروریسم» و «فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سنتکام» و تمامی نیروهای وابسته به آن را «گروه تروریستی» می‌داند.
ما می‌دانیم که وقتی یک گروه، شرکت، فرد و یا سازمانی در لیست تروریستیآمریکا قرار می‌گیرد، بدان معنی است که هیچ فرد و یا شرکتی حتی در دور افتاده‌ترین نقطه‌ی جهان هم حق معامله با آن‌ها را ندارد، در غیر اینصورت بشدت مورد مجازات آمریکا قرار می‌گیرد. حال سؤال اینجاست که چنانچه فرد و یا شرکتی با رژیم ایالات متحده آمریکا، سنتکام و یا نیروهای وابسته به آن، معامله‌ای انجام دهد؛ دولت ایران چگونه می‌خواهد آن‌ها را مجازات کند؟! و چرا تا کنون هیچکس از این بابت مورد مجازات قرار نگرفته است؟!

✍ ناگفته نماند که نمایندگان فاقد شعور و ذوب در ولایت و وقاحت، در طرح سه فوریتی این حق را به نیروهای مسلح تمام کشورهای دنیا به ویژه ارتش‌های آزادیبخش و جهادی دادند تا در برخورد با نیروهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی، ایالات متحده و در غرب آسیا اقدام متقابل نظامی کنند!! و در صورت دستگیری این افراد، آنها را جهت محاکمه به جمهوری اسلامی ایران تحویل دهند!!

 نام سپاه پاسداران، به طور رسمی در فهرست سازمان های تروریستی خارجی ایالات متحده، در کنار داعش و القاعده ثبت شد. از این پس هرگونه تماس با سپاه پاسداران، تماس با گروه‌های تروریستی محسوب می‌شود. هرگونه داد و ستد اقتصادی با سپاه،  معامله با یک سازمان تروریستی حساب می‌شود. معامله با تروریست‌ها، ۲۰ سال زندان خواهد داشت. مطابق آنچه که در توضیح مقررات تعیین سازمان های تروریستی خارجی -که توسط وزارت خارجه ایالات متحده منتشر شده- آمده است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌تواند، ظرف 30 روز، تعیین بعنوان گروه تروریستی را در دادگاه فدرال آمریکا به چالش بکشد. آیا سران جاعش از این فرصت و امکان استفاده کرده‌اند یا خیر، ولله اعلم.!

 18/2/98 - ترامپ با صدور یک فرمان اجرایی، بخش فولاد و صنایع معدنی ایران را تحریم کرد. در این فرمان وی تاکید کرده که ایران باید منتظر اقدامات بیشتر باشد مگر اینکه به شکل اساسی رفتار خود را تغییر دهد. ترامپدر فرمان خود افزوده که واشینگتن پس از خروج از توافق اتمی با ایران، که قابل ترمیم نیست، ۱۲ شرط مطرح کرده است که می‌تواند مبنایی برای یک «توافق جامع» با ایران باشد.

 در مقابل اما، سران جاعش، بجای اینکه سعی در فهم عباراتی همچون «تغییر رفتار» و «توافق جامع» داشته باشند؛ همچنان مشغول اولتیماتوم دادن وتعیین ضرب‌الاجل هستند: حسن روحانی گفت: «از امروز فروش آب سنگین و اورانیوم غنی‌شده را متوقف می‌کنیم؛ این‌اعلام ما برای ۶۰ روز است؛ اگر پنج کشور پای میز مذاکره آمدند و به منافع‌مان رسیدیم و مخصوصا به نفت و بانک دست یافتیم به نقطه ‌اول باز می‌گردیم». توجه دارید که منظورش از پنج کشور همان اتحادیه اروپاست؛ گویا بعد از یکسال، هنوز دوزاری‌شان نیافتاده که اتحادیه اروپا، توان رویارویی با آمریکا و آب خوردنِ بدون اجازه‌ی او را ندارد. حتی گفتار چهار ماه پیش خودشان را هم فراموش کرده‌اند: «... SPV  فراز ونشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشت. موانع متعددی، از تهدیدات آمریکاگرفته تا عدم تمایل کشورهای اروپایی به میزبانی از آن، سر راه SPV قرار گرفته و اجرایی شدن آن را به تاخیر انداخته است.»

 در این میان، خبر آمد که « اتحادیه اروپا ضرب‌الاجل ۶۰ روزه جمهوری اسلامی برای برجام را رد کرد.» و از طرف دیگر ارباب پوتین‌شان هم به تهران هشدار داد که خروج از برجام سودی برای ایران نخواهد داشت.

 22/2/98 - چهار فروند کشتی تجاری در آبهای ساحلی امارات عربی متحده در «عملیات خرابکارانه» هدف گرفته شدند. ابتدا امارات این خبر را تکذیب می‌کند، خبرگزاری صدا و سیما، اما این خبر را با آب و تاب و پخش تصاویری از حادثه ده سال قبل، پخش می‌کند. مدیر دفتر خبرگزاری تسنیم در خراسان شمالی (امین عربشاهی @arabshahi_a) می‌گوید: انفجار بندر فجیره کار بچه‌های مقاومت بوده. توییتر هم پر شد از توییت‌های عرزشی‌های تهی‌مغزکه: «غیر از موشک‌های شهاب و غدیر و قدر و هوت و فجر، یه موشکی هم داریم که بهش می گیم تیرغیب، که به وقت وقتش عمل می‌کنه... ناامنی بندر فجیره امارات از همه بیشتر برای آمریکایی ها وحشتناک بود ؛ چراکه این بندر جایگزین تنگه هرمز برای انتقال نفت بود که با تیر غیب نا امن شد» و در یک کلمه، کاسبان جنگ و تحریم گفتند که بوی جنگ میاد! این حادثه در حالی اتفاق افتاد که کمی پیش از آن آمریکا به شرکت‌های کشتیرانی هشدار داده بود که ممکن است هدف حمله ایران قرار گیرند.

 سه روز پیش از این دونالد ترامپ بار دیگر برای مذاکره با ایران ابراز آمادگی کرده بود. وی روز پنجشنبه در سخنرانی خود در کاخ سفید گفت: «دوست دارمایرانی‌ها با من تماس بگیرند...» و بدین ترتیب بار دیگر ترامپ تمایل خود را برای مذاکره با ایران و درخواست نشستن بر سر #سفره_انقلاب را بوضوح ابراز کرد.! اما سران جاعش همچنان در دوراهی بین جنگ و مذاکره سردرگم‌ بودند. انتخاب بین بد و بدتر را که 40 سال است در برابر ملت نهاده‌اند، اکنون خود با آن مواجه شده‌اند. جنگ را نمی‌خواهند، چون می‌دانند که در صورت وقوع، اولاً برخلاف اول انقلاب‌شان کسی را برای حضور در جنگ ندارند و ثانیاً توان نظامی‌شان برای حضور در جنگ‌های امروزی بسیار ناچیز است؛ و مذاکره را هم چگونه باید توجیه کنند برای امت همیشه در صحنه که عمری‌ست با شعار مرگ بر آمریکا زنده‌اند.

 ایران و آمریکا، بطرق مختلف برای هم شاخ و شونه می‌کشند؛ آمریکا با هدف تلقین و تهدید بروز جنگ و ایران با هدف تلقین هزینه‌های جنگ برای آمریکا:
👈 خبرگزاری هاآرتص در خبر فوری گزارش داد که حوثی‌های تحت فرمان رژیم ایران در یمن با  پهباد خطوط لوله انتقال نفت، موسوم به شرق- غرب را در عربستان هدف قرار داده‌اند.
👈 وزارت خارجه آمریکا دستور خروج تمام کارکنان «غیرضروری» دولتی را از عراق صادر کرده است.
👈 سخنگوی ارتش عراق از اصابت یک راکت کاتیوشا در نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد خبر داد.
 👈 پرزیدنت ترامپ ساعتی بعد از اصابت راکت به نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد: اگر ایران قصد جنگ دارد، رسما کارش تمام است
👈 بریتانیا: ایران یا آمریکا را تحریک نکند یا منتظر تلافی ترامپ باشد.
👈 رئیس جمهوری آمریکا: اگر ایران علیه منافع ما اقدام کند، به شدت مقابله می‌کنیم.
👈 نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد برای اولین بار پس از رسیدن ناوگروه جنگیآبراهام لینکلن به آبهای خلیج فارس با هماهنگی نیروهای ویژه مارینز، ناوگان پنجم جنگی آمریکا و گروه ویژه واکنش سریع برای مقابله با تهدیدات ایران، اقدام به مانور جنگی و آماده شدن برای مقابله با ایران شدند.
👈 نیروهای ویژه انگلستان به گروه ضربت (خط حمله)  ایالات‌متحده در خلیج‌فارس پیوستند.
👈 به گفته سه مقام آگاه به CNN: وزارت دفاع آمریکا امکان دارد هزاران نیروی آمریکایی را برای کنترل رژیم ایران به خاورمیانه بفرستد.
👈 فرودگاه نجران عربستان سعودی برای سومین بار مورد حمله حوثی‌های مورد حمایت رژیم ایران قرار گرفت.
👈 برایان هوک: اگر جمهوری اسلامی حمله کند، آمریکا به نقاط حساس ایرانحمله می‌کند.
👈 سلیمانی از شبه‌نظامیان عراق خواست آماده «جنگ نیابتی» باشند

 سران جاعش یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ: 31/2/98 - ایران دربارهمذاکره با آمریکا یک قدم عقب کشید؛ روحانی می‌گوید مذاکره می‌کند اما نه در شرایط فعلی. 2/3/98 - روحانی: ما حتی اگر بمباران شویم، تسلیم نخواهیم شد!! با اینحال، مدت‌هاست که در پی بازکردن راهی برای مذاکره هستند؛ در حالی که ترامپ نیز بارها آمادگی خود را برای مذاکره اعلام کرده است.
 10/2/98 - محمد جواد ظریف، که به بهانه‌ی نشستی در سازمان ملل متحد به مناسبت روز «چندجانبه‌گرایی» به نیویورک رفته، بیشتر وقت خود را به مصاحبه با رسانه‌های مختلف آمریکایی گذرانده است. چندی بعد (30/2/98)،خبرگزاری‌ها از سفر وزیر خارجه عمان به تهران در میان تنش ایران و آمریکا، خبر می‌دهند. در همان روز، دبیرکل سازمان ملل خواستار حفظ آرامش میان آمریکا و ایران شد. روز بعد، کابینه سعودی اعلام می‌کند: هر اقدامی لازم باشد انجام می‌دهیم تا از جنگ جلوگیری کنیم. در همان روز؛ مایک پمپئو با وزیر خارجه ژاپن درباره ایران گفت‌وگو می‌کند. دو روز بعد؛ ترامپ به همراه ملانیا،واشنگتن را به مقصد ژاپن ترک می‌کنند. چهار روز بعد (7/3/98) اعلام می‌شود که شینزو آبه برای دیدار با خامنه‌ای و روحانی و انتقال پیام احتمالیبه تهران می‌رود. درست در همین روز است که خبرگزاری‌های ایران خبر از قتلهمسر دوم محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران می‌دهند؛ و درست یک روز قبل، ترامپ، در یک چرخش آشکار گفت که به دنبال «تغییر رژیم» در ایران نیست. او همچنین از تلاش های ژاپن برای گشودن مجرای ارتباطی با ایران استقبال کرد. اینجا بود که دلخوش شدگان به براندازی نظام توسط ترامپ، خنجری در پشت خود احساس کردند.!

 در اینجا ذکری از حکایت سعدی؛ خالی از لطف نیست (البته بلانسبت جناب شیر):
شخصی با شیر جنگ می‌کرد، شیر نعره می‌زد و تیز می‌داد و دُم می‌جنبانید.‏ پرسیدند چرا نعره می‌زنی؟ گفت تا آدمی بترسد.‏ گفتند چرا تیز می‌دهی، گفت من می‌ترسم.‏ گفتند دنباله چرا می‌جنبانی؟ گفت میانجی می‌طلبم.‏

 اکنون بنظر می‌رسد که جاعش در میانه‌ی انتخاب بین بد و بدتر؛ به‌احتمال زیاد مذاکره را برگزیده است. در اینصورت به موقعیت مذاکرات برجام در چهار سال پیش برگشته‌اند (رکوردی جدید در عقب‌گرد کردن).! در این مذاکرات مجبور می‌شوند روح برجام را هم صراحتاً و کتباً در توافق ذکر کنند؛ چرا که ترامپ به کمتر از آن رضایت نخواهد داد. یادآوری می‌کنم که مطابق توافق‌های پشت پرده برجام (روح برجام)، قرار بود «آمریکا در نفت و پتروشیمی وخودروسازی وارد ایران بشود. صحبت‌هایی هم مبنی بر ورود شرکت فورد بهپارس‌خودرو وجود داشت. این موضوع تقریباً قطعی هست. جنرال‌موتورز هم که قبل از انقلاب با پارس خودرو کار می‏ کرد بنا بود به ایران‌خودرو برود. حتی شنیده شد که بازدید یک هفته ‏ای از ایران‌خودرو هم داشتند».

 در صورت دستیابی به چنین توافقی، که حداقل چندین ماه بطول خواهد انجامید؛ ترامپ، آمریکا را در کنار اتحادیه اروپا و سران نظام، بر سر#سفره_انقلاب خواهد نشاند؛ ولی باری از روی دوش مردم برداشته نخواهد شد. البته تغییرات ناچیزی به این شرح در زندگی مردم روی خواهد داد:
👈 دلار تک‌نرخی شده و نرخ آن در حدود هفت-هشت هزارتومان ثابت خواهد شد و قیمت‌ها هم به نسبت کمتری (در حد بیست-سی درصد) کاهش می‌یابد.
👈 اتومبیل‌های آمریکایی هم اگر در ایران تولید شوند به چندین برابر قیمت جهانی به مردم فروخته می‌شود؛ با این حال مردم بسیار راضی خواهند بود.
👈 دلارهای نفتی به میزان بسیار بیشتری در دست سران نظام وانگل‌زاده‌هاشان قرار خواهد گرفت و تمامی آن صرف سرمایه‌گذاری در آمریکا وکشورهای غربی خواهد شد. برای مردم، همین که قیمت دلار نصف شود، کفایتمی‌کند و موجب رضایت طرفین است. در این زمینه، دولت آمریکا هم همکاری‌های لازم را، برای صدور گرین‌کارت برای انگل‌زاده‌ها بعمل خواهد آورد.
👈 آمریکا و کشورهای غربی، دیگر نگران مسائل حقوق بشری در ایران نخواهند بود و سران جاعش، فرصت خواهند داشت که اسلام ناب محمدی را که 1400 سال است آرزوی پیاده شدنش را دارند و حتی خود محمد هم نتوانسته بود آن را اجرایی کند؛ بر مردم ولایی و حسینی ایران، حُقنه (اِماله) کنند.
👈 ... و خلاصه‌ی کلام این‌که انشاءالله #با_جاعش_تا_1500.

ملانقی  خرداد 98

پ.ن.

متن بالا در نگاه اول نومید کننده بنظر می‌رسد،

اما این واقعیت تلخ را باید در نظر داشت که چنان‌چه مردم به امید تغییرات از بیرون، (براندازی حکومت جاعش توسط ترامپ و امثالهم) دست روی دست بگذارند؛ آینده‌ای بهتر از آنچه گفته شد، برای کشور پیش‌بینی نمی‌شود.!
آینده‌ی روشن تنها و تنها با #قیام_مردمی و #میدان_میلیونی بدست خواهد آمد.

واقعیت اینست که:
اگر یک تخم مرغ توسط یک نیروی "خارجی" شکسته شود یک زندگی "پایان" می یابد.
اما اگر توسط یک نیروی "داخلی" شکسته شود، یک زندگی "آغاز" میشود.

"تحولات" و رویدادهای عظیم، همیشه از "درون" آغاز میشوند.